بگذار مستت کند انگور نابِ زندگی

تو رو به خدا کول نباشید!


امروز ۲۵ نوامبر، روز مبارزه با خشونت علیه زنان است. خشونتی که فکر میکنم اگر تمام زنان سرزمین من از آن رنج نبرده باشند، اکثر آن ها خشونت را تجربه کرده اند. در خانواده، در دانشگاه، در محل کار، در خیابان ... . خشونت علیه زنان همیشه تداعی گر صورت کبود شده ی یک زن بوده است اما به راستی خشونت ها به همین خلاصه میشوند؟؟؟ چطور ممکن است از هر سه زن در جهان بیشتر از یک نفرشان این خشونت را تجربه کرده باشند؟
خشونت علیه زنان بخش قابل توجهی دارد که عموما نادیده گرفته میشود. خشونت های کلامی و روانی بخش قابل توجهی از خشونت علیه زنان است که عمدتا نادیده گرفته میشود و اینگونه جای خود را در فرهنگ و حتی خانواده هایمان باز کرده و به حیات خود به قدرت ادامه میدهد. این خشونت های کلامی به شکل کلیشه هایی درآمده و در زندگی روزمره یمان بازتولید میشوند و ما بی آنکه خودمان بدانیم در مقابل بمبارانی از آن ها قرار میگیریم. نه تنها این حملات را حس میکنیم، بلکه گه گاه خود ما زنان هم آن ها را به کاربرده و شاید به صورت جوک فوروارد هم میکنیم!!! این چیزی است که من آن را بی حسی تعریف میکنم. سر شدگی مقابل جنس دوم و یا در حاشیه قرار گرفته شدن! بی حسیِ کول بودن در مقابل خیلی از این خشونت ها! در این زمینه خیلی کول نباشید! تحمل کردن جوک ها یا عکس های نامربوط از یک دوست اجتماعی به خدا کول بودن نیست! تحقیر هم نوعتان در رانندگی کول بودن نیست! ( این را خودم باید برای خودم بارها تکرار کنم!) سازگاری با زنانه و مردانه کردن خیلی از فضاهای اجتماعی، اجتماع پذیری نیست! قبول شرایط متفاوت کاری بر حسب جنسیت، سازگاری نیست! مدارا کردن شک و یا سو ظن پدر، برادر، همسر به اسم غیرت، خانواده دوستی نیست!( احتیاج به گفتگو و حتی روان پزشک دارد!)، سکوت در مقابل خشونت خانگی همسایه ها، فرهنگ آپارتمان نشینی نیست! سکوت در مقابل آزار و اذیت های خیابانی، به معنای ادب نیست!
زن نه جنس دوم و نه حاشیه است! زن، بطن جامعه است که از آن اجتماع زاده میشود... تو رو به خدا کول نباشید!

نویسنده : انگور ۸ نظر ۶ لایک:) |

حزن و بغض و غرور

قرار بود بیام حس و حال خوبم رو از کنکور ارشد باهاتون به اشتراک بذارم . کاری که معمولا کمتر به صورت شخصی انجام میدم . قرار بود بیام بگم که بعضی وقت ها باید به خودت ثابت کنی که می تونی یه چیزی رو توی دور دست بخوای. بپری حتی اگه دیر و بگیریش و ته دلت احساس غرور و شعف کنی!

اما حال امروز با غرور و شعف فرق داشت! پر از غم و بغض و خشم بود! خشم زیاد! بغض و استرس بی اندازه! پر از تشویش!

اما تهش باز هم به غرور رسیدم. غرور و شعف! غرور برای دیدن پست هایی از آقا گل و غزالیات و مترسک... و شعف برای داشتن همچین دوستانی.

میخواستم چیزی بنویسم برای این حال پر از حزن و بغض و غرور! اما فکر کردم حالا که تمام ما با عقاید و دین و شهر های متفاوت در یک واحد عظیم و سربلندی به اسم میهن اشتراک داریم و حتما در این بغض و حزن و خشم مشترک هستیم، پیشنهاد کنم این پست ها را بخوانید و مثل من به غرور و شعف برسید...

غرور برای همچین سربازان میهن پرستی و شعف برای همچین دوستانی...

نویسنده : انگور ۳ نظر ۵ لایک:) |

تیر آخر...


اگر یکی نشویم، یکی یکی خواهیم مرد...

این روزها بین بیمارستان و بی حوصلگی و ستاد و تبلیغات و صحبت کردن با شهروندان گذشت؛ امروز انتخابات است اما نقطه ی پایان  نیست؛ شروع است، شروع! به خاطر خودتان، به خاطر فرزندانتان، به خاطر شهروندبودنتان، به خاطر حق و حقوق تان،... و در نهایت به خاطر فردا ها رای دهید که اگر یکی نشویم، یکی یکی خواهیم مرد...

نویسنده : انگور ۳ نظر ۶ لایک:) |

بوی سیب نا خوش

 

 

 

امروز روز بزرگداشت قربانیان سلاح های شیمیایی بود...

صدام از بمب ها و سلاح هایی استفاده میکرد که بوی "خوش" سیب میدادند... اسفند سال گذشته در سالروز بمباران شیمیایی حلبچه جوانان با سیب های زرد و سرخ و آشنا به بوی " حالا نا خوش شده" به میان مردم رفتند با یک جمله رویش:

 

" بیایید با سیب ها آشتی کنیم"

 

یعنی میشه یه روزی بیاد بدون جنگ؟ برون اینکه کسی نه با بوی ناخوش بیدار بشه و نه با این بوها به خواب ابدی فرو بره...

 

بشنوید آهنگ قدیمی و همیشه دوست داشتنی تصور کن

از جان لنون

 


دریافت

نویسنده : انگور ۹ نظر ۳ لایک:) |

68 روز...

آی آدم ها

که بر ساحل نشسته شاد و خندانید 

یک نفر...

...دارد میسپارد جان!

 #saveArash

نویسنده : انگور ۸ لایک:) |

دانشجو آسوده بخواب ...

شهید بهشتی گفته:" دانشجو موذنی است که اگر خواب بماند نماز امت قضا میشود"

بعله! به این شکل که ما حقیقتا کلا دانشجویان به خواب رفته ای هستیم و بعضی هامون بدتر خودمون رو به خواب زدیم و از همه ی اینا هم بدتر که گه گداری که یه دانشجویی خیلی از خواب بیدار میشه مشایعتش می کنن به خواب ابدی!

این وسط امت هم خواب تر از دانشجوها! غذاشون قضا میشه خوابن! حقشون قضا میشه خوابن! دینشون قضا میشه خوابن! آرمانشون قضا میشه خوابن! 

همه خسته نشدین از این همه خوابیدن؟


نویسنده : انگور ۱۳ نظر ۶ لایک:) |

به روایت کوبانی و زنانگی و آزادگی


از زنانگی ات دفاع میکنم
آن سان که جنگل از درختانش دفاع می کند
و موزه ی لوور از مونالیزا
و هلند از وان گوگ
و فلورانس از میکل آنژ
و سالزبورگ از موزارت
و پاریس از چشمهای الزا...*


دیروز یکم نوامبر بود. روز مقاومت کوبانی!

روز زنان کوبانی! روزی که بدون شک تحولیست در معنای کم رنگ شده ی هویتی زنان. معنای جدیدی است برای شکستن مطلق گرایی زیبایی بی همتای زنان و قدرت بی مانند مردان . نه فمنیستی است و نه مردستیز! که در این تحول نه " ایسم" ی در کار است و نه "ستیز" ی . تنها و تنها تحقق اسطوره ای واقعیت زنان است در جهان امروزی... . در تاریخ هر از چندگاهی افسانه و اسطوره ی زنانگی تحققی واقعی پبدا می کند و باز خاموش میشود. در تاریخ و مذهب نمادهایی ظاهر میشوند تبدیل به اسطوره میشوند  اما در حرکت جمعی در جوامع پیرو ابتر می مانند . خواه نماد های ملی باشند یا مذهبی ! خواه زنان در جنگ های جهانی باشند، خواه مادران در هشت سال دفاع مقدس! خواه مریم باشد در مسیحیت و خواه زینب در اسلام! فقط تعداد کمی همراه حرکت عظیم میشوند و بی نظیر بوتو میشوند! تعداد کمی تاچر میشوند ! و اکثر زنان از یک حرکت جمعی باز می مانند و در این نظام سرمایه داری حل میشوند و در این دنیای مصرف کنندگی رو به سمت کالا شدن میروند!

در این دنیا است که کوبانی قد علم می کند! در این زمان است که زنانگی مفهموم کم رنگ شده ی خود را باز میشناسد ! در اینجاست که مرز از بین میرود و همه انسان میشوند ! همه دفاع می شوند و همه پیروز...

دیروز, روز مقاومت کوبانی بود... روز پایداری در تحول مرزهای واقعیت ها و اسطوره ها...

آیا این زنان از تمامی اسطوره های زیبایی دنیا زیبا تر نیستند؟



*شعر از نزار قبانی
نویسنده : انگور ۶ نظر ۲ لایک:) |

حسین وارث آدم


 ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می دانیم و عصر عاشورا ختمش می کنیم , بعد دیگر نمی دانیم چه شد ! همین طور هستیم تا اربعین و بعد سال دیگر باز همین طور و سال دیگر و سال دیگر باز همین طور . داستان کربلا نه از تاسوعا و یا محرم شروع می شود و نه به عصر عاشورا یا اربعین تمام می شود . این است که از دوطرف قیچی اش کردیم , و آن را از معنی انداختیم .

بخشی از کتاب حسین وارث آدم_دکتر شریعتی


*حالا که سوم امام هم گذشته بیاین قیچیش نکنیم و درگیر این عزاداری های اکثرا بی معنی شده نشیم . این واقعه جدای بحث مذهب از لحاظ اسطوره ای بسیار قابل فکره . راجع بهش بخونید و کتاب خوبی رو اگه میشناسید معرفی کنید...


نویسنده : انگور ۸ نظر ۳ لایک:) |

کودک دم بخت، چند؟




او را که برای اولین بار دیدم 7 یا 8 سال داشت و به دلیل مهاجرت محروم از تحصیل بود! کوچک بود و پر از حس های کودکی که جایشان را به فریاد زدن کنار چهار راه ها برای کار داده بود. پر از خنده بود و پر از اشتیاق برای یادگیری...

تو را اینگونه به خاطر می آورم! با خنده هایت در زمان های کلاس های ورزشی و کاردستی ها و روبان های روی سر ! این روایت اول شخص مفردم از توست... تو را با اشتیاق اینکه بتوانی به مدرسه بروی به خاطر می آورم! نه امروزت را...

تو را مثل امروز تصور نمی کنم! چطور می توان تصور کرد؟ تویی را که هنوز اول شناختن خودت هستی ! از بلوغ و رشد و زنانگی چیزی نمی فهمی! چطور می توان تو را بر سر سفره ی عقد تصور کرد؟!

هر بار چشمانم را که می بندم توی 10 ساله را تصور می کنم، نمیشود! حالم بیشتر بهم میریزد! بازی می کردی؟ یا با گریه، زنجیر اجبار انداخته اند؟ یا ... نمی خواهم درگیر سیاه نمایی شوم که خود این واقعیت از هر چیزی سیاه تر است!

 

حقوق کودکان در ازدواج زودرس کاملا نادیده گرفته میشود. ازدواج زودرس کودکان نه تنها با بدترین مشکلات از نظر فردی برای کودک همراه است، بلکه آسیب های اجتماعی آن بسیار فراتر از آسیب های فردیست!

حقوق کودکان را نه اندیشه ی اسلامی و نه قانون، رعایت می کند ! پس چه کسی باید محافظ کودک و حافظ جامعه باشد!؟


حدود 17 درصد دختران در ایران قبل از 18 سالگی ازدواج می کنند، که بسیاری از افراد نظیر مهاجرین و یا ازدواج های غیر رسمی ( که این دو آمار بسیار زیادی را دارا هستند) در این 17 درصد به شمارش نمی آیند.

به صورت خلاصه از دیدگاه فردی و اجتماعی اهمیت موضوع را بیان می کنم:

ازدواج کودکان، خود زایمان های زودرس را به دنبال خواهد داشت . برای دخترانی که جسمشان تحمل این همه فشار را ندارد، نتیجه ی آن یا سقط جنین و یا افزایش مرگ و میر نوزادان و مادران(کودکان؟) و افزایش شدید بیماری های جنسی و ایدز و هپاتیت است. علاوه بر این، ازدواج زود رس به دلیل عدم تکامل و عدم آمادگی کودک چه از لحاظ جسمی و جنسی و چه از لحاظ روانی، می تواند به ایجاد خشونت در این کودکان منجر شود. همچنین ممکن است ازدواج کودک به" کودک مطلقه" و یا "کودک سرپرست" منجر شود.


از بعد اجتماعی تر می توان به گسترش فقر زنانه اشاره کرد. و این زنانگی فقر خود می تواند تبعاتی همچون فحشا ، اعتیاد و ... را دامن بزند. و نتیجه ی واضح تر از آن زاد و ولد فقر فرهنگی، فقر مالی و بی کارکرد سازی جامعه است...


مسئولیت حقوق کودکان بر کیست؟ حقوق کسی که نمی تواند از خود دفاع کند . نمی تواند خود را ابراز کند!متهم ردیف اول خانواده است؟

به شخصه فکر میکنم برای بررسی هر معضل باید به صورت زنجیره به آن نگاه کرد. دختری که خود در 10 سالگی به بهایی میلیونی فروخته شده، سواد را فرا نگرفته، فرهنگی از جامعه یا خانواده به ارث نبرده، مهارتی یاد نگرفته و ... ، به اجبار بچه دار شده و به صد اجبار دیگر فرزندش را در 10 سالگی شوهر میدهد... “   این زنجیره ای است که واقعا نمی دانیم چه کسی را باید متهم و چه کسی را باید قربانی دانست!

در کنار این ها نهادهای مربوطه ی دیگری هم دوشادوش قرار میگیرند!آقایان آموزش و پرورش! آقایان شهرداری!آقایان بهداشت و درمان! آقایان قانون گذار! و ما...! مایی که از کنش و واکنش های اجتماعی افتاده ایم تا کلاهمان را باد نبرد اما رخت و لباس جامعه انقدر به باد رود تا خودش بماند و عورتش!

همچنان مشکلم بخت بد و تلخی ایام نیست؟؟؟؟

 

 

نویسنده : انگور ۱۱ نظر ۲ لایک:) |

برج میلاد...

همچنان باز برج میلاد منتظریم...

نویسنده : انگور ۱۲ نظر ۴ لایک:) |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان